Web Analytics Made Easy - Statcounter

گروه اقتصاد بین الملل خبرگزای فارس، «واشنگتن به سبک تاجران  به دنبال معامله کردن با حزب الله است تا بتواند امنیت اسرائیل در مناطق شمالی سرزمین‌های اشغالی را بازگرداند. از همین رو آمریکایی‌ها شروع به سنجیدن بهایی کرده‌اند که اسرائیل در ازای کسب آرامش باید به لبنان بپردازد»؛ این را روزنامه لبنانی الاخبار دیروز شنبه خبر داده است.

بیشتر بخوانید: اخباری که در وبسایت منتشر نمی‌شوند!

این روزنامه در یادداشتی با عنوان «ایده‌های هوکشتاین برای «روز بعد در لبنان»: رسیدگی به مرزهای زمینی، حل مساله ریاست جمهوری و بازگشت توتال به حفاری در بلوک‌های ۸، ۹ و ۱۰» به رجزخوانی مقامات صهیونیست برای دور کردن حزب الله از رودخانه لیتانی در جوب لبنان پاسخ داد و دستاوردهای اقتصادی مقابله نظامی حزب الله با رژیم صهیونیستی برای لبنان در چارچوب عملیات طوفان الاقصی برشمرد.

در این یادداشت آمده است: یکی از چیزهایی که سید حسن نصرالله در آن مهارت دارد، انداختن سنگ‌های سنگین در آب‌های راکد است. وی در سخنرانی اخیر خود با گشودن پرونده‌ای تحت عنوان « برکات طوفان الاقصی برای لبنان» به کسانی که در مورد منافع لبنان از عملیات مقاومت در مرز می‌پرسند، پاسخ داد و گفت که لبنان فرصتی جدی برای آزادسازی باقیمانده  اراضی اشغالی خود دارد او به طور مشخص از نقطه دریایی B1  در ساحل ناقوره و منطقه الغجر، تا مزارع اشغالی شبعا نام برد(مناطق تحت اشغال رژیم صهیونیستی) .

 

الاخبار نوشت با این حال دبیر کل حزب الله در این قضیه با قاطعیت تاکید دارد که صحبت از مذاکره درباره هر موضوعی منوط به توقف جنگ غزه است این سخن نصرالله سنجیده و مطالعه شده بوده و هدف آن روشن کردن موضوعاتی است که مردم و سیاستمدران(در لبنان) به آن اهمیت نمی دهند.

الاخبار نوشت: صحبت درباره «روز بعد در لبنان»(روز پس از جنگ با اسرائیل) به‌ویژه در طرف‌های آمریکایی و اسرائیلی به طور جدی آغاز شده است. این حرف و حدیثی است که این روزها در لبنان بازتاب داشته است. اگرچه مقامات رسمی لبنان امروز در جایگاه مذاکره کنندگان جدی (با اسرائیل از طریق میانجی آمریکایی) نیستند و از همین رو طرف آمریکایی بر آن شده تا در این خصوص مستقیماً به سمت حزب لبنانی مسئول این موضوع برود.

این روزنامه افزود: رئیس جمهور آمریکا، پرونده را به مشاور خود در امور انرژی آموس هوکشتاین سپره است. این مرد به تنهایی از طریق یک واسطه لبنانی که پیام‌هایی بین او و حزب‌الله منتقل می‌کند ماموریت جو بایدن را مدیریت کرده است، اما حزب الله پس از شنیدن درخواست‌های هوکشتاین با یک عبارت پاسخ داده است: اول باید جنگ علیه غزه را متوقف کنید و سپس به مسائل دیگر خواهیم پرداخت.

 

الاخبار ادامه داد: طولی نکشید که هوکشتاین متقاعد شد که پیش از پایان تجاوز نظامی اسرائیل به غزه، فرصتی برای هیچ قدمی، وجود ندارد، اما او تصمیم گرفت که ماموریت خود را در دو مرحله انجام دهد که مرحله اول نظری است و شامل ایده این فرضیه است که می‌گوید: اگر جنگ غزه متوقف شود و امکان مذاکره درباره وضعیت مرزی با لبنان فراهم شود، چه می‌توان کرد؟ و از همین رو  صراحتاً به اسرائیلی‌ها گفت که قبل از توقف جنگ جایی برای هیچ بحثی وجود ندارد.

حزب الله بسان پس گرفتن مرزهای دریایی لبنان، اسرائیل را به پایان اشغالگری در جنوب لبنان وادار می‌کند

الاخبار در ادامه به ایده‌های هوکشتاین برای دستیابی لبنان و رژیم صهیونیستی به یک توافق مرزی و نفتی اشاره کرد و نوشت: در وهله نخست مشاور انرژی بایدن پیشنهاد داده که مذاکره‌ای برای پرداختن به نقاط مورد مناقشه در مرزهای زمینی(لبنان و رژیم صهیونیستی) است( که ۱۳ منطقه رسمی است و البته دولت و مقاومت لبنان ۱۷ نقطه دانسته و اسناد آن در دست آماده سازی است)؛ زیرا رهبری حزب الله نمی‌خواهد لبنان در حالی وارد پرونده تعیین مرزها شود که اختلافات فنی به قوت خود باقی مانده و نیاز به بحث و گفتگو با کارشناسان حقوقی و توپوگرافی برای ایجاد دیدگاهی منسجم باشد تا همان مشکل سابق مرزبندی دریایی و مشکلاتی که در مذاکرات سابق( بین لبنان و رژیم صهیونیستی به میانجی گری آمریکا) بر سر خطوط ۲۳ و ۲۹ پدیدار شده بود تکرار نشود؛ در هر حال برای هر دو طرف آمریکایی و اسرائیلی واضح است که بحث با به رسمیت شناختن حق لبنان بر نقطه B۱ در راس ناقوره آغاز می‌شود.

 

این روزنامه نوشت طرف لبنانی تاکید کرده که باید یک چشم انداز عملیاتی برای عقب نشینی دشمن صهیونیستی از بخش لبنانی شهرک الماری(الغجر)و تحویل آن به دولت لبنان بدون نیاز به هماهنگی با هیچ طرف دیگر. ایجاد شود.

به نوشته الاخبار مساله سوم، درخواست لبنان از دبیرخانه سازمان ملل متحد برای «استفاده» از بند دهم قطعنامه 1701، است که تصریح می‌کند، دبیر کل سازمان ملل چشم‌اندازی برای حل مشکل مزارع شبعا ایجاد کند، در حالی که اسرائیل می‌خواهد این منطقه تحت قیمومیت نیروهای بین المللی قرار گیرد تا زمانی که آینده درگیری با سوریه مشخص شود اما درخواست لبنانی‌ها در این خصوص روشن است که می‌خواهند دشمن و جهان به لبنانی بودن مزارع شبعا اعتراف و آن را به دولت لبنان بازگرداند و این دولت لبنان است که درباره چگونگی مدیریت و رسیدگی به مسائل مورد اختلاف آن با سوریه تصمیم می‌گیرد.

این روزنامه افزود: مساله چهارم اینکه به آمریکایی‌ها فهمانده شده که ثبات سیاسی و اقتصادی در لبنان شرط حیاتی برای ایجاد یک دولت قوی و منسجم است که بتواند نقش خود را ایفا کند،. لبنان می داند که مقاومت نه اکنون و نه پس از پایان جنگ غزه به بحث درباره سلاح خود ورود نخواهد کرد و همین تحولات جاری نیز اهمیت این سلاح نزد لبنانی ها را بیشتر کرده است.

الاخبار نوشت: اینها سخنانی است که خود هوکشتاین شنیده است و به همین دلیل از تکرار چرندهای اسرائیلی و اروپایی در مورد لزوم عقب نشینی نیروهای حزب الله از جنوب رودخانه لیتانی خودداری کرده است.
به نوشته این روزنامه نزدیک به حزب الله، هوکشتاین درک کرده که لبنان به عناصری برای تقویت ثبات در آن نیاز دارد و این در گرو رسیدن به پرونده‌های معلق مانده سیاسی(پرونده انتخاب رئیس جمهور و نخست وزیر) و سایر موارد اقتصادی (تحریم مالی لبنان و موضوع نفت و گاز) است.

الاخبار نوشت: هوکشتاین به طرف‌های مسئول لبنانی هم قول داده که شرکت فرانسوی توتال به لبنان بازخواهد گشت تا علاوه بر کار در بلوک‌های ۸ و ۱۰، مجدداً برای انجام کارهای حفاری و اکتشاف در بلوک ۹  پس از انتخاب نقطه حفاری جدید اقدام کند. هوکشتاین همچنین به طور ضمنی اعتراف کرده که توقف فعلی کار توتال در چا‌ه‌های نفت و گاز لبنان در دریای مدیترانه به دلایل سیاسی بوده است.

 

 

 

 

 

این روزنامه در پایان آورده است: سخنان دیروز دبیرکل حزب‌الله بسیاری از حرف و حدیث‌ها  در پشت درهای بسته یا رسانه ها در مورد اینکه این حزب ممکن است به دلیل ترس از سلاح‌های خود مانع تلاش‌ها برای دستیابی به تفاهم در مورد مرزبندی اراضی( با اسرائیل) شود ر برطرف کرد و  به کسانی که تردد دارند تاکید کرد «سلاح‌ مقاومت باقی خواهند ماند و نقش دفاعی خود را خواهد داشت». صرف نظر از اینکه چه توافقی بعدا حاصل شود و مقاومت در این خصوص هیچ نگرانی ندارد.

پایان پیام/

منبع: فارس

کلیدواژه: هوکشتاین بلوک 9 لبنان نفت و گاز لبنان تحریم اقتصادی لبنان رژیم صهیونیستی حزب الله

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت www.farsnews.ir دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «فارس» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید، کد ۳۹۴۶۷۲۷۴ را به همراه موضوع به شماره ۱۰۰۰۱۵۷۰ پیامک فرمایید. لطفاً در صورتی‌که در مورد این خبر، نظر یا سئوالی دارید، با منبع خبر (اینجا) ارتباط برقرار نمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

خبر بعدی:

سابقه سیاه تشکیلات خودگردان از «انتفاضه فلسطین» تا «طوفان الاقصی»

به گزارش خبرگزاری مهر، شبکه خبری الجزیره در مجموعه‌ای از مقالات خود به بررسی نقش تشکیلات خودگردان فلسطین در روند ۶ ماهه جنگ پس از عملیات طوفان الاقصی پرداخت و نوشت که موضوع فلسطین امروز در مرحله‌ای سرنوشت‌ساز قرار دارد. آمریکایی‌ها اعلام کرده‌اند که نیازمند تشکیلات خودگردان به روز شده هستند. در همین رابطه محمد أشتیه نخست‌وزیر سابق تشکیلات خودگردان اعلام کرد که تشکیلاتی که اسراییلی‌ها و متحدان آن می‌خواهند، تشکیلات ما نیست. وی در عین حال پس از اعلام این موضوع استعفای خود را به محمود عباس رییس تشکیلات خودگردان تقدیم کرد، چرا به بنا به نقل قول وی «مرحله آینده و چالش‌های آن نیازمند ساختار حکومتی و سیاسی جدیدی است که اوضاع جدید در نوار غزه را مدنظر قرار دهد.»

به این ترتیب تشکیلات خودگردان سیگنال‌های موافقت خود را با نوآوری آمریکایی- اروپایی در درون خود اعلام کرد تا بتوانند در آنچه طرح غرب برای روز پس از جنگ معرفی شده، نقشی داشته باشند.

در این مجموعه تلاش خواهیم کرد مقالاتی که در رابطه با اقدامات تشکیلات خودگردان در روند جنگ غزه انجام داده را بررسی کنیم

تشکیلات خودگردان؛ به نام فلسطین و به کام صهیونیست‌ها

«محمود عباس» به عنوان رییس تشکیلات خودگردان فلسطین که طی دو دهه گذشته و بعد از انتفاضه دوم فلسطین تاکنون همواره در خدمت اهداف اشغالگران صهیونیست عمل کرده و در جنگ کنونی غزه هم مواضع بسیار خائنانه ای در قبال این رژیم اتخاذ کرد و تنها کم مانده از جنایات آن علیه مردم غزه هم دفاع کند، وی اکنون بی‌صبرانه منتظر شکست مقاومت در غزه است تا دوباره خود و تشکیلاتش را به عنوان جایگزینی برای مقاومت مسلحانه در غزه معرفی کند.

در حالی که نزدیک به ۳۰ سال از ایجاد تشکیلات خودگردان فلسطین می‌گذرد، اما سران این تشکیلات به جای اینکه به فکر مردم فلسطین باشند، تنها طمع قدرت دارند و برای ماندن در قدرت، از هیچ خدمتی به آمریکا و اسراییل دریغ نمی‌کنند و همواره در برابر همه تحرکات ملی فلسطینی‌ها از جمله انتفاضه‌های این مردم ایستاده‌اند.

تشکیلات خودگردان از زمان تاسیس خود، تشکیل کشور فلسطین را به مردم این سرزمین وعده داده بود و بر همین اساس اقدامات خود برای سرکوب مقاومت را توجیه می‌کرد. دهه ۱۹۹۰ شاهد شکنجه‌های گسترده این تشکیلات علیه گروه‌های مقاومت فلسطین از جمله حماس و جهاد اسلامی بود. به عنوان مثال در آن زمان مقامات تشکیلات خودگردان اولین کشتار خود را در «جمعه سیاه» علیه مردم فلسطین که در راهپیمایی مسالمت آمیز برای حمایت از مقاومت در غزه شرکت کرده بودند انجام دادند و در نتیجه حمله عناصر این تشکیلات به مسجد فلسطین در غزه ۱۳ نمازگزار شهید و ۲۰۰ نفر دیگر زخمی شدند.

از اواسط دهه ۱۹۹۰ تا پایان آن (با شروع عملیات «انتقام مقدس» به رهبری اسیر «حسن سلامه» نویسنده کتاب «۵ هزار روز در برزخ» در زندان‌های رژیم صهیونیستی) تشکیلات خودگردان فلسطین وارد مرحله‌ای سیستماتیک برای ضربه زدن به مقاومت شد. سران تشکیلات خودگردان در این مرحله شروع به خیانت علنی علیه مردم فلسطین و تحویل دادن رزمندگان مقاومت به دشمن صهیونیستی کردند. «غاز الجبلی» رییس پلیس وقت تشکیلات خودگردان در آن زمان گفت که ما سیطره بر همه مساجد و دانشگاه‌ها و کمیته‌های فلسطینی را بر عهده می‌گیریم و حماس و جهاد اسلامی را نابود می‌کنیم.

مقاومت فلسطین در برابر خیانت‌های تشکیلات خودگردان

این همان دوره‌ای است که «محمد الضیف» فرمانده کل گردان‌های عزالدین القسام، شاخه نظامی حماس و همراهانش شروع به ایجاد مسیری بی‌پایان برای مقابله با اشغالگری و اثبات این واقعیت کردند که وعده تشکیل دولت فلسطین که توسط تشکیلات خودگردان داده شده بود، یک سراب است.

در این دوره مقاومت اسلامی در فلسطین به نمایندگیِ حماس و جهاد اسلامی در گفتار و عمل شروع به مخالفت با توافق خاینانه اسلو کردند و شکاف میان مقاومت و تشکیلات خودگردان فلسطین روز به روز بیشتر شد و آنها درواقع دو نقطه مقابل هم بوده و هستند.

در دهه ۱۹۹۰ اشغالگران نیت واقعی خود را نشان داده و شروع به گسترش شهرک‌سازی‌ها و تثبیت اشغالگری خود در اراضی فلسطینی کردند و بنابراین مردم فلسطین کم کم متوجه شدند ایده تشکیل کشور فلسطین که توسط تشکیلات خودگردان وعده داده شده بود سراب است.

سپس در سال ۲۰۰۰ مردم فلسطین دومین انتفاضه خود را در اعتراض به توطئه‌ها و خیانت‌های دشمن صهیونیستی آغاز کردند و امید می‌رفت که این انتفاضه بتواند نتیجه مثبتی برای ملت فلسطین داشته باشد اما با توطئه دوباره آمریکا و اسراییل و همدستی تشکیلات خودگردان این انتفاضه در میانه راه متوقف شد و به مقصد نرسید.

در این زمان ایالات متحده مجدداً مردم فلسطین را در سال ۲۰۰۳ با ایده تشکیل کشور فلسطینی و ایجاد نقشه راه آینده و رسیدن به یک راهکار اساسی تا سال ۲۰۰۵ فریب داد. این فریبکاری آمریکا یک نمایشنامه تکراری بود و می‌خواست تشکیلات خودگردان به ریاست ابومازن را مجدداً در کانون توجهات قرار دهد. گروه‌های مقاومت برای مدت کوتاهی به ابومازن آرامشی را که می‌خواست، دادند و بنابراین او پروژه خود را برای نابودی مقاومت فلسطین آغاز کرد.

اما در سال ۲۰۰۷ مقاومت با عقب راندن نیروهای دشمن از نوار غزه، با این پروژه محمود عباس و تشکیلات وی مقابله کرد و بر غزه مسلط شد. گروه‌های مقاومت دراین مرحله اقدام به توسعه پروژه خود کردند اما به دلیل حضور نیروهای اسراییلی در کرانه باختری نتوانستند مقاومت را در این منطقه آنگونه که می‌خواستند گسترش دهند و کرانه باختری در اختیار تشکیلات خودگردان که در هماهنگی کامل با صهیونیست‌ها بود قرار داشت.

تشکیلات ابومازن و شعار «نابودی انتفاضه نظامی»

به این ترتیب دو مسیر متفاوت برای غزه و کرانه باختری به وجود آمد. با روی کار آمدن ابومازن در سال ۲۰۰۵ انتفاضه دوم فلسطین به پایان رسید و او شعار «نابودی انتفاضه نظامی» را مطرح کرد که کاملاً در خدمت دشمن صهیونیستی بود. او شروع به جذب نیرو برای سرویس امنیتی تشکیلات خودگردان کرد و عناصر وابسته به مقاومت را به دشمن تحویل می‌داد؛ کاری که همین امروز هم می‌کند و طی سال‌های گذشته شاهد خیانت‌های بی حد تشکیلات ابومازن به مردم فلسطین و بازداشت نیروهای مقاومتی وابسته به گروه‌هایی همچون عرین الاسود و گردان جنین و … و تحویل دادن آنها به اشغالگران بوده‌ایم.

ضربه طوفان الاقصی به تشکیلات خودگردان

تشکیلات خودگردان فلسطین که مدعی است نماینده مردم فلسطین می‌باشد، درواقع یک نهاد کاملاً وابسته به آمریکا و رژیم صهیونیستی و تحت نظارت آنهاست. قدرت سیاسی این تشکیلات به مرور زمان از بین رفته و اعضای آن درگیر شبکه گسترده‌ای از فساد شدند و تنها نقش امنیتی آن باقی ماند. به عبارت دیگر تشکیلات خودگردان که خودش را حاکم کرانه باختری می‌داند تبدیل به یکی از افسران ارتش اسرائیل شد که بدون هماهنگی این ارتش هیچ کاری نمی‌کند.

قبل از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ یعنی تاریخ آغاز نبرد طوفان الاقصی، با توجه به روندی که درباره آن صحبت کردیم و اقدامات خائنانه تشکیلات خودگردان، مساله فلسطین در آستانه نابودی قرار داشت و دیگر حرفی از دولت و کشور فلسطین در محافل منطقه و جهان مطرح نمی‌شد. اما عملیاتی که مقاومت انجام داد موجب شد تا آرمان فلسطین بار دیگر به کانون توجهات برگردد و نکته اصلی اینجاست که طوفان الاقصی بار دیگر یک واقعیت فراموش شده مهم را یادآوری کرد.

طوفان الاقصی نشان داد که ماموریت و هدف اصلی فلسطینی‌ها «آزادسازی فلسطین» است. این عملیات نه تنها یک شوک وحشتناک برای رژیم صهیونیستی بود بلکه ضربه‌ای بزرگ به تشکیلات خودگردان هم محسوب می‌شود؛ به طوری که این تشکیلات دیگر جایگاهی در میان مردم فلسطین ندارد و علاوه بر آن در روابط خود با صهیونیست‌ها هم دچار چالش‌های زیادی شده است.

بعد از محدودیت‌هایی که صهیونیست‌ها علیه کرانه باختری بعد از جنگ غزه تحمیل کرده‌اند، وضعیت اقتصادی تشکیلات خودگردان به شدت وخیم شده است؛ جایی که رژیم اشغالگر بودجه این تشکیلات را به شدت کم کرده است و حدود ۲۰۰ هزار کارگر فلسطینی در کرانه باختری که در شهرک های صهیونیستی کار می‌کردند بیکار شده‌اند.

مرگ اقتصاد فلسطین با سیاست‌های ویرانگر تشکیلات ابومازن

طبق داده‌های اداره مرکزی آمار فلسطین، بدهی های تشکیلات خودگردان فلسطین تا پایان سال ۲۰۲۲ بالغ بر ۳.۴ میلیارد دلار بوده است. علاوه بر آن طی یک دهه گذشته کمک‌های بلاعوض و کمک‌های خارجی و بین المللی که به تشکیلات خودگردان ارایه می‌شد به شکل قابل توجهی کاهش یافته است. به عنوان مثال در سال ۲۰۰۸ کمک‌های خارجی به این تشکیلات برابر با ۲۸ درصد تولید ناخالص داخلی آن بود، اما میزان بعد از سال ۲۰۲۱ به کمتر از ۲ درصد رسید.

همین مساله بر وضعیت کرانه باختری در همه سطوح از جمله ساخت و ساز و بخش کشاورزی و صنعت و … هم تاثیر بسزایی داشت. اکنون نیز بعد از آغاز جنگ غزه همانطور که اشاره شد رژیم صهیونیستی به کارگران فلسطینی در کرانه باختری اجازه کار نمی‌دهد. این وضعیت حتی بر کارمندان وابسته به نهادهای تشکیلات خودگردان فلسطین هم تاثیر منفی زیادی داشته و از زمان آغاز جنگ غزه در ۶ ماه گذشته تاکنون آنها فقط به اندازه یک و نیم ماه حقوق دریافت کرده‌اند.

این وضعیت نتیجه سیاست‌های مالی تشکیلات خودگردان است. بر اساس گزارش اداره مرکزی آمار فلسطین حدود دو سوم سهم مبادلات تجاری تشکیلات خودگردان در اختیار رژیم صهیونیستی است. به طوری که در سال ۲۰۲۲، ۸ درصد صادرات تشکیلات خودگردان فلسطین برای اسراییلی‌ها بوده که کسری تراز تجاری آن ۳.۲ میلیارد دلار برای اسراییل سود داشته است.

رژیم صهیونیستی سیاست محاصره و فقیرسازی فلسطینی‌ها را در قالب استفاده از نیروی کار بسیار ارزان فلسطینی اجرا می‌کند. قبل از جنگ غزه حدود ۲۰۰ هزار کارگر فلسطینی با حقوق بسیار کم در شهرک‌های صهیونیستی در کرانه باختری کار می‌کردند و عملاً خودِ فلسطینی‌ها هیچ اقتصادی در کرانه باختری ندارند. در این میان تشکیلات خودگردان هم با صهیونیست‌ها همکاری ویژه‌ای دارد و به عنوان مثال کالا و سوخت را با قیمت بسیار پایین‌تر از مصر و اردن و با مالیات کم وارد می‌کند و در اختیار اسراییلی‌ها قرار می‌دهد.

به طور کلی با سیاست هایی که تشکیلات خودگردان پیش گرفته اقتصاد فلسطینی‌ها کاملاً وابسته به رژیم صهیوینستی است و فلسطینی‌ها نمی‌توانند از منابع طبیعی موجود در سرزمینشان بهره برداری کنند.

«نصر عبدالکریم» کارشناس و مشاور اقتصادی در این زمینه می‌گوید که بخش بزرگی از نخبگان اقتصادی تشکیلات خودگردان معتقد به ادغام بیشتر بازار فلسطین با اقتصاد اسراییل هستند. نتیجه چنین رویکردی آن است که فلسطینی‌ها هیچ اقتصادی نداشته باشند و هر زمان اسراییل خواست آنها را فقیرتر کند.

«ابراهیم شقاقی» دیگر پژوهشگر مسایل اقتصادی هم می‌گوید که سیطره اقتصاد رژیم صهیونیستی بر اقتصاد فلسطین ویژگی بارز دوره قبل از تشکیلات خودگردان بود و این تشکیلات هم آن را کاملاً تثبیت کرد. البته دوره انتفاضه اول فلسطین یک استثناء در این زمینه بود و مردم فلسطین توانستند با کمپین تحریم‌ها و به راه انداختن انجمن‌های مختلف، از مقاومت به عنوان ابزاری برای استقلال اقتصادی هم استفاده کنند و تا حدی هم موفق شدند اما این موفقیت پایدار نبود.

به این ترتیب تشکیلات خودگردان فلسطین که می‌گفت می‌خواهد سیاست را از اقتصاد جدا کند، یک مدل شکننده در اقتصاد فلسطین ارائه داد و نتیجه این بود که رژیم صهیونیستی کاملاً بر این اقتصاد مسلط گشته و شروع به غارت منابع و ثروت‌ها و ظرفیت‌های اراضی فلسطین کرد؛ کاری که امروز هم با شدت زیاد مشغول انجام آن است.

ادامه دارد...

کد خبر 6091738

دیگر خبرها

  • درخواست ترامپ برای تغییر نتانیاهو
  • دانشجویان لبنانی هم به جنبش بزرگ حمایت از غزه پیوستند
  • آغاز تحصن دانشجویان لبنانی در حمایت از غزه
  • رزمندگان لبنانی و فلسطینی، نظامیان صهیونیست را هدف قرار دادند
  • گلرو: طوفان‌الاقصی باعث بیداری دانشجویان آمریکایی شد
  • سابقه سیاه تشکیلات خودگردان از «انتفاضه فلسطین» تا «طوفان الاقصی»
  • یمن آماده ورود به اراضی اشغالی و نبرد طوفان الاقصی می‌شود+ فیلم
  • دیدار عضو شورای حزب الله لبنان با دبیرکل مجمع تقریب مذاهب اسلامی
  • روز ۲۰۵ طوفان‌الاقصی|بمباران مرکز نوار غزه و جنوب لبنان
  • لیونی: از زمان عملیات طوفان الاقصی اسرائیل در حال سقوط آزاد است